- پیرن گل مخملی،کلاه پر پری ...پیرن گل مخملی، کلاه پر پری،پیرن گل مخملی،کلاه پر پری ..
- بسه دیگه دیوونه ! مخمو خوردی با این جیک جیکت ....
- پیرن گل مخملی،کلاه پر پری...
- بشین ! خسته نشدی از اینهمه ور زدن ؟!
- تشنمه ... آب میخوام ..آب میخوام،آب میخوام، آب میخوام... آبببببببببب میخوااااااااااام!
- ای مرض ! ای درد ! بیا ! بگیرش... نریزی رو مانتوی بی صاحابت !
- اوههههه جوش نیار !وگرنه میترکیا! میسوزیا ...اوخ اوخ اوخ اوخ اوخ اوخ اوخ ...آی آی آی آی آی آی آی آی.....
- خفه شووووووووووووخفه شووووووووو خفه شوووووووو تو رو خدا خفه شووووو
- بیا با من بازی کن... دست منو بگیر ..دور اتاق بگردونم ،بیا اینطوری ...اینطوری ...
- نوبت شماست ..آقای ...
- زهر مار ! خنده داره نکبت ؟!
- ببخشید منظوری نداشتم آقا ...
- ارواح عمه ات !
- آخیییییییی ناراحت شدی خانومه ؟! این آقاهه اخموئه همیشه ! تو ناراحت نشو ...بیا با هم خندیم ...ببینیم کی بلند تر میخنده خب ؟دستمو ول کن !!! ول کن وگرنه گازت میگیرما!
- نه ... خودم میتونم از پسش بر بیام ...
دستش را محکم میکشد ... اما او یکهو میاستد به تماشا کنار پنجره ی بلند سالن انتظار مطب ، و هی لب هایش را تند تند خیس میکند :
- چیو داری نگاه میکنی ؟ بیا بریم ... خب ؟ بریم پیرن گل مخملی و ..
- اون گنجیشکه رو !
- کدوم ؟
- اوناهاش دیگه چشات کور شدن ؟... کوری ؟ کوری ؟
و با مشت کوچکش میکوبد توی چشم او ...
- چی کار کردی دیوونه!
- آقا حالتون خوبه ؟
- چشش دراومد ...بی چاره ... چشت در اومد ؟آخی ... دستم خورد توی چشش ..نه دستم رفت تو چشش...نه ..نمیدونم ..حالا مهم نیست جاش یکی دیگه در میاد اگه بهش آب بدیم ..آفتاب بخوره ..جاش در میاد ... درست نمیگم ؟...از این به بعد هم باس بیشترررررررر مواظب چشت باشی تا بتونی گنجیشکا رو ببینی ...
- خوبین آقا ؟
- به تو چه ؟
- ببین چطوری اینجا رو بهم ریختی ها !
- به تو چه ؟ عجوزه !
- تو دیوونه ای!
- من دیوونه ام ؟راس میگه رابین هود ؟
- رابین هود ؟!
- به منه ، به من میگه رابین هود ...
- ما ترتیب بستری شدنشو میدیم شما هم یه چندتا برگه هستن که باید امضاء کنید ، مخارج هم این جا نوشته شده ...شما ...
- خوب میشه ؟
- بعید میدونم
- خوب میشه رایبن .... خوب میشه باید خوب بهش آب بدی ... خوب بذاریشتوی آفتاب .. نذاریخشک شه ..خشک شه خشک شه ... خشک شه ... خشککککککککککککک ...
- چی کار میکنی ...دوباره لبتو خون انداختی ... دستمال دارین شما؟
|